راستین راستین ، تا این لحظه: 15 سال و 8 ماه و 7 روز سن داره

راستین فرشته کوچولوی مامان و بابا

بدون عنوان

سلام عزیزه دله مامان ماشاء الله انقدر شیطون شدی که دیگه به من مهلت نمی دی کاری انجام بدم عزیزه دلم خدا رو شکر که سالمی و اینقدر ورجه ورجه می کنی و من از دیدنت کیف می کنم نفس من . دوست دارم عزیزم این چند وقته تغییر خاصی نداشتی بیشتر داره حرف زدن خوب می شه و داری قد می کشی که این موضوع باعث شده یخوری لاغر بشی عزیزم یه موضوعی هم هست که ذهن منو بدجوری به خودش مشغول کرده .... امیدوارم مورد خاصی نباشه دوست دارم عزیزم
22 تير 1392

بدون عنوان

سلام گل پسر مامان خیلی وقت نتونستم بیام برات چی زی بنویسم شرمنده عزیزم دیگه همه حرفها رو کاملاً می گی منظورت و کامل می روسنی جدیداً دارم تلاش می کنم که از پوشک بگیرمت خیلی کاره سختیه اگه می شد ٢ روز کامل تو خونه بودم بات بهتر می شد ولی الان نصف روز که پیشم نیستی یکم کارو سخت کرده ولی ماشاء الله تا الان خیلی خوب بودی همین وقت کمی هم که باهات کار کردم حتی یک دفعه هم خطا نکردی و من بهت افتخار می کنم که اینقدر باهوشی ولی معلومه که پوشکو دوست داری و یکم از این کار سختته، چاره ای نیست باید این کارم باهم انجام بدیم گل پسرم . دیشب که خیلی باحال بود گیر داده بودی که باباتو پوشک کنی به هیچ وجه هم بی خیال نمی شدی کلی خندیدیم جدیداً هم یاد گرفتی...
9 خرداد 1392

بدون عنوان

سلام بر گل پسره مامان ، عزیزه دل، روح و جسم و همه وجودم امروز می خوام یه سری از کلماتی که می گی رو بنویسم سیتاله= ستاره می می تونم = نمی دونم می می دم = نمی دم آناس = آدامس آله شوله = خاله زهره شبیه = صبریه آب بیه = آب میوه شمبلود = شلمرود (توی ده شلمرود) تا ازت می پرسم غذا چی بپزم می گی سوپ میانه = به دو معنی هست در جاهای مختلف معنیش فرق می کنه ( من میانه شم= من پیاده شم (از ماشین)- من میانه = من میام) نیا = نری ها ممپایی= دمپایی آک= لاک (وقتی من لاک می زنم می گی اوشگله)قربونت برم که بهم اعتماد به نفس می دی مادر     ...
23 اسفند 1391

تولد پسره مامان

سلام گل پسرم خدا رو شکر تولد امسالتم مثل سال پیش خیلی عالی بود همه چیز به موقع و سر وقت انجام شد. کادو های امسالتم یکی از یکی خوشگل تر بودن دسته همه درد نکنه خیلی زحمت کشیده بودن اخر شب هم با دایی مثل خودت خراب کار همه بادکنک ها رو کندی و همه تو خونه یه عالمه بادکنک بازی کردن و به اسمه تو همه یه تخلیه انرژی کردن . (فیلمش هست ایشاءالله بزرگ شدی بهت نشون می دم) بعدشم دوباره مثل پارسال تو دفتر خاطرات همه واست خاطره نوشتن گل پسرم عاشقتم و هر روز داری شیرین تر از روز قبلت می شه خیـــــــــــــــــــــــــــلی دوست دارم عزیزه دلم سعی می کنم عکساتم زود زود واست بزارم راستی مامانی دوباره داری 4 تا دندون با هم در میاری دندونهای آسیاب ، از...
14 اسفند 1391

نزدیکه تولد راستین جونمه

سلام پسملکم عزیزه دلم اصلاً باورم نمی شه ولی داره ٢ سالت می شه ؟ واقعاً غیر قابل باوره ... عزیزم جمعه با بابایی و خودت رفتیم آتلیه وقت گرفتیم واسه جمعه این هفته که میاد بریم عکس بگیریم بعدشم رفتیم کیک تولدت و سفارش دادیم واسه دهم آخه تولدت چهارشنبه شبه ولی چون کسی اون روز نمی تونه بیاد و گذاشتم واسه پنج شنبه امروزم مرخصیمو گرفتم که خیالم راحت باشه خوب فعلاً اینارو داشته باش تا بقیه رو بعداً واست بنویسم .
30 بهمن 1391